تحولات منطقه

مرزها شاید دور مردم دنیا حصار بکشند؛ اما زبان، ریشه و رؤیاهای مشترک قدرتی دارند که در لحظه‌های سخت می‌توانند حتی معنای عمیق‌تری نیز پیدا ‌کنند. 

بانوی تاجیکستانی ساکن مشهد: ایران را خیلی دوست دارم/ از دوشنبه تا مشهد؛ خانواده‌ای تاجیک در کنار مردم ایران
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

مرزها شاید دور مردم دنیا حصار بکشند؛ اما زبان، ریشه و رؤیاهای مشترک قدرتی دارند که در لحظه‌های سخت می‌توانند حتی معنای عمیق‌تری نیز پیدا ‌کنند.
در اجتماع شبانه مشهد، خانواده‌ای تاجیکستانی در کنار مردم ایران ایستاده است؛ مادری به نام صبرینه شیرعلی‌آوا و سه فرزندش که سال‌هاست مشهد را خانه خود می‌دانند. آن‌ها ایرانی نیستند؛ اما از همان ابتدای جنگ، خود را از مردم این سرزمین جدا ندیدند. صبرینه از روزهای آغاز جنگ می‌گوید و از اینکه با انگیزه حمایت از مردم ایران و دفاع از باورهایش به خیابان آمده است؛ حضوری که تنها به معنی یک حضور در خیابان‌ها و اجتماعات نیست؛ بلکه روایتی از پیوندهای مشترک میان مردم ایران و تاجیکستان به شمار می‌رود.

ایران را خیلی دوست دارم

صبرینه شیرعلی‌آوا، اهل تاجیکستان است و چند سالی می‌شود که در ایران زندگی می‌کند. همسرش یک شرکت تجاری دارد و از ایران به کشورهایی مانند روسیه، تاجیکستان و ازبکستان خشکبار صادر می‌کند و به همین دلیل تصمیم می‌گیرند برای زندگی به ایران بیایند.
او درباره حضورشان در خیابان می‌گوید: از زمانی که جنگ شروع شد، به خیابان می‌آییم؛ نخست به خاطر دفاع از اسلام، چون احساس می‌کنم امروز ایران تنها کشوری است که از اسلام دفاع می‌کند و دوم به خاطر حمایت از مردم عزیز و سربلند ایران که خیلی دوستشان دارم. حضور در کنار مردم ایران برای خانواده‌ام لذت‌بخش و خوشحال‌کننده است و هر زمان فرصت داشته باشم، همراه فرزندانم به خیابان می‌آیم.
صبرینه معتقد است این حمایت فقط به مردم ایران محدود نیست و بسیاری از مسلمانان و فارسی‌زبانان دنیا از اتفاقات ایران و پیروزی‌های آن خوشحال هستند.
این بانوی تاجیک با اشاره به سفرش به تاجیکستان در تابستان اظهار می‌کند: مردم زیادی را دیدم که از اتفاقات ایران خوشحال بودند و برای مردم و کشور ایران دعا می‌کردند.
او با اشاره به خاطره‌ای که از سفر به ازبکستان دارد، بیان می‌کند: هنگام سفر به سمرقند، یکی از پلیس‌ها پس از دیدن اقامت ایران در گذرنامه ما، با ذوق از ایران صحبت کرد و گفت: سلام مرا به مردم ایران برسانید و به آنها بگویید «بزن که خوب می‌زنی». به گفته صبرینه، این اتفاق برایش نشان‌دهنده نگاه مثبت مردم آنجا نسبت به ایران بوده است.

با عشق، حجاب می‌پوشم

صبرینه شیرعلی‌آوا درباره حجاب نیز معتقد است که هر چند در تاجیکستان وضعیت حجاب نسبت به ایران آزادتر است؛ اما به دلیل اعتقادات دینی، با عشق حجاب می‌پوشد و به آن افتخار می‌کند. ما که مسلمان هستیم، حجاب را یکی از ارکان الهی می‌دانیم. یقین دارم خداوند چیزی را که به ضرر ما باشد، بر ما واجب نمی‌کند.
این مادر تاجیک، سه فرزند دارد و می‌گوید بچه‌ها نیز در این شب‌ها همراه او هستند و از ابتدای جنگ، هر زمان توفیق داشته‌اند، خانوادگی در خیابان حضور پیدا کرده‌اند. سجاد پسر نه ساله صبرینه خانم هم در کنار مادر است و از دلیل حضورش و اینکه برای دفاع از ایران به خیابان‌ها آمده و اینجا دوستان بسیاری پیدا کرده، می‌گوید.

روایتی که از مشهد به تاجیکستان می‌رسد

زهرا نیز دختر شانزده ساله خانواده و دانش‌آموز کلاس یازدهم است. او از کودکی در ایران بوده و در اینجا بزرگ شده است. برای زهرا حضور در خیابان فقط یک تجربه شخصی نیست. او آنچه در مشهد می‌بیند، با خانواده‌اش در تاجیکستان شریک می‌شود و نگاه آن‌ها را نسبت به ایران را تغییر می‌دهد.
زهرا می‌گوید: دایی‌اش که در تاجیکستان زندگی می‌کند، یک بار از او خواسته بود فضای تجمعات را ببیند و آن‌ها با تماس تصویری، فضای خیابان و جمعیت را به او نشان دادند.
او ادامه می‌دهد: خیلی برایشان جالب بود که این جمعیت زیاد به خیابان‌ها آمده و مردم این‌قدر پای کار هستند و برای دفاع از کشورشان در خیابان حضور پیدا می‌کنند.
به گفته زهرا، نگاه دایی‌اش به ایران پیش از این اتفاقات چندان مثبت نبوده؛ اما پس از شروع جنگ نظرش تغییر کرده و علاقه‌مند شده بیشتر درباره ایران بداند. دایی‌اش در فیس‌بوک درباره ایران، تمدن و تاریخ ایران مطلب و مقاله می‌نویسد و واکنش مردم نیز به این مطالب مثبت بوده است.
زهرا درباره نگاه دوستان ایرانی‌اش به حضور او در کنار مردم ایران نیز می‌گوید: آن‌ها از اینکه ما کنارشان هستیم، خوشحال‌اند. به نظرم این موضوع فقط مربوط به مردم ایران نیست؛ یک مسئله جهانی است. ایران از مظلومان جهان حمایت می‌کند و ما هم حتماً تا آخر این مسیر در کنار ایران هستیم.

ایستاده در کنار مردم شجاع و باایمان ایران

احمد نیز پسر خانواده، چهارده ساله و دانش‌آموز کلاس هشتم است. او نیز از کودکی در ایران زندگی کرده و خود را بخشی از جامعه‌ای می‌داند که در آن بزرگ شده است.
او درباره حضورش در کنار مردم ایران و در خیابان‌ها می‌گوید: من خیلی حس خوبی دارم که در کنار مردم شجاع و باایمان ایران، پای کار اسلام ایستاده‌ام و در برابر ظلم و استکبار جهانی از حق مظلوم دفاع می‌کنم.
احمد از حضور شبانه در خیابان و ارتباط با مردم نیز خاطره خوبی دارد و می‌افزاید: رابطه مردم با ما بسیار صمیمانه است و برخورد بسیار خوبی دارند و ما را تشویق می‌کنند.

هرکجا مرز کشیدند، شما پل بزنید

برای این خانواده تاجیک، خیابان‌های مشهد فقط محل حضور در یک تجمع نیست؛ جایی است که بخشی از زندگی‌شان، زبان مشترکشان و پیوندی که میان آن‌ها و مردم ایران شکل گرفته، خودش را نشان می‌دهد.
مادر از دفاع از اسلام و علاقه‌اش به مردم ایران می‌گوید، زهرا از دایی‌اش در تاجیکستان و تصویری که از ایران برای او ساخته شده، روایت می‌کند و احمد از حس خوب ایستادن در کنار مردم ایران.
گاهی برای دفاع از یک سرزمین در برابر دشمن آمریکایی و صهیونیستی لازم نیست شناسنامه یک کشور را داشته باشیم؛ فقط کافی است مثل صبرینه خانم و فرزندانش باشیم و با پیوندهای زبانی، دینی و فرهنگی، مرزهای جغرافیایی را پشت سر بگذاریم.
و شاعر افغانستانی «نجیب بارور» چه خوب گفته است که «هر کجا مرز کشیدند، شما پُل بزنید/ حرف تهران و سمرقند و سرپل بزنید/ هر که از جنگ سخن گفت بخندید بر او/ حرف از پنجرۀ رو به تحمل بزنید»

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha